<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title>گوناگون ؛ مفید - زندگی ، روان شناسی</title>
		<link>http://www.30b.ir</link>
		<description>دلتـنـگـیـهای زنـدگی / زندگانی سیبی است ؛ گاز باید زد با پوست</description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title>داستان ماهیگیری !</title>
					<link>http://www.30b.ir/1388/08/27/post-345/</link>
					<description>&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:”عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادابرویم”&lt;br /&gt;ما
به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقائ شغلی که
منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار
و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن&lt;br /&gt;ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار&lt;br /&gt;زن
با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان
دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد..&lt;br /&gt;هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود.&lt;br /&gt;همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه؟&lt;br /&gt;مرد
گفت :”بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم
اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم
نگذاشتی؟”&lt;br /&gt;جواب زن خیلی جالب بود…&lt;br /&gt;زن جواب داد: لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
					<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 10:23:17 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.30b.ir/Comments.bs?PostID=345</comments>
          <author>مدیر وبلاگ</author>
          <guid>http://www.30b.ir/1388/08/27/post-345/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title>آینه ای در تابوت</title>
					<link>http://www.30b.ir/1388/08/27/post-344/</link>
					<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;یک روز وقتى کارمندان به اداره
رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده
بود: «دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به
شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود
دعوت مى‌کنیم.&lt;br /&gt;در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان
ناراحت ‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع
پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است. &lt;br /&gt;این کنجکاوى، تقریباً
تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد
مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: این فرد چه کسى
بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!» کارمندان
در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت
نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.blogsky.com/images/smileys/025.gif&quot; /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;آینه‌اى درون
تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را
مى‌دید. &lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;تنها یک نفر وجود
دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما
تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى
هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار
باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید. زندگى شما
وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان
تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر
مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و
باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.
مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان
است. خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و
چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آن‌ها اعتقاد دارد را
به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
					<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 09:51:23 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.30b.ir/Comments.bs?PostID=344</comments>
          <author>مدیر وبلاگ</author>
          <guid>http://www.30b.ir/1388/08/27/post-344/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title>عشق، ثروت، موفقیت!</title>
					<link>http://www.30b.ir/1388/08/24/post-342/</link>
					<description>&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.&lt;br /&gt;به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»&lt;br /&gt;آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»&lt;br /&gt;زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»&lt;br /&gt;آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»&lt;br /&gt;عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.&lt;br /&gt;شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»&lt;br /&gt;زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»&lt;br /&gt;زن
با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام
او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و
نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»&lt;br /&gt;زن
پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت
کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا
موفقیت را دعوت نکنیم؟»&lt;br /&gt;فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»&lt;br /&gt;مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»&lt;br /&gt;عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»&lt;br /&gt;پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! »&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آری… با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید.&lt;img src=&quot;http://www.blogsky.com/images/smileys/031.gif&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
					<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 09:10:08 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.30b.ir/Comments.bs?PostID=342</comments>
          <author>مدیر وبلاگ</author>
          <guid>http://www.30b.ir/1388/08/24/post-342/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title>رنگ اسم شما چیست ؟!</title>
					<link>http://www.30b.ir/1388/08/11/post-334/</link>
					<description>&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;به گفته ی روانشناسان همه ی
ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و خود واقعیمون رو با این رنگها نشون می
دیم.برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود داره که می تونه بر زندگیش تاثیر
بذاره.اینکه شما بدونید برای اسمتون رنگ مخصوصی وجود داره و می تونید راز
شخصیتی خودتون رو از لابلای اون پیدا کنید می تونه بسیار جالب باشه؛پس به
موارد زیر به ترتیب ذکر شده کاملا توجه کنید: &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;الف	س	ج	ش	1	قرمز&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;&lt;span class=&quot;divfull&quot;&gt;ب	ک	ث	ت	2	نارنجی&lt;br /&gt;ض	ص	ل	ی	3	زرد&lt;br /&gt;ژ	د	م	و	4	سبز&lt;br /&gt;ظ	ط	ن	چ	5	آبی&lt;br /&gt;-	ف	خ	ح	6	نیلی&lt;br /&gt;-	غ	پ	ع	7	بنفش&lt;br /&gt;-	ه	ق	ز	8	صورتی&lt;br /&gt;-	گ	ذ	ر	9	طلایی&lt;br /&gt;برای اینکه با چگونگی موضوع آشنا بشید یه مثال میزنم:&lt;br /&gt;اسم و فامیل خودتون رو روی برگه ی کاغذ بنویسید تا بر اساس حروف و اعداد ذکر شده در بالا&lt;br /&gt;برای هر کودوم،به رنگ مربوطه دست پیدا کنید؛مثال:&lt;br /&gt;مهدی قاسمیان&lt;br /&gt;م4  ه8  د4  ی3  ق8  الف1  س1  م4  ی3   الف1  ن5 &lt;br /&gt;حالا اعداد رو با هم جمع می کنیم: 42=4+8+4+3+8+1+1+4+3+1+5&lt;br /&gt;باز دوباره این دو عدد رو با هم جمع میکنیم: 6=2+4&lt;br /&gt;عدد شش مربوط به رنگ نیلی هست.اگه عدد بدست اومده از 9 بیشتر بود،&lt;br /&gt;باز دوباره اون دو عدد رو با هم جمع کنین.&lt;br /&gt;حالا میتونین مشخّصات خودتون رو بخونین...&lt;br /&gt; صورتی&lt;br /&gt;دارای
قدرت جسمی بالایی هستید.به خاطر اراده ی بالایی که دارید می توانید
رؤیاهایتان را به راحتی به واقعیّت تبدیل کنید.با مسؤلیتها به راحتی کنار
می آیید و می توانید دیگران را در حلّ مشکلاتشان راهنمایی کنید.از نظر
عاطفی فردی قوی و عمیق هستید.صمیمیت بیش از اندازه با دیگران برایتان سخت
است.&lt;br /&gt; قرمز&lt;br /&gt;بسیار جاه طلب بوده و گاهی برای رسیدن به اهداف خود ممکن
است از دیگران نیز مایه بگذارید. قرمز رنگ حیات و جسارت است.همیشه تلاش
دارید که آشکارا به فعّالیت بپردازید و مورد توجّه قرار بگیرید.بسیار
خونگرم هستید و به سادگی تحریک می شوید.ممکن است در اوج شادی نیز ناگهان و
با کوچکترین بهانه ای اخمهایتان در هم رفته و به لاک خود فرو بروید.باید
سعی کنید که از انرژی فوق العادّه تان در جهت مثبت استفاده کنید.&lt;br /&gt; زرد&lt;br /&gt;بسیار
تیز هوش هستید.شخصیتی بسیار خوش بین و فعّال دارید.هرگز در ابراز آنچه می
خواهید بر زبان بیاورید،کم نمی آورید.به خاطر زنده دلی،ابتکار و مستعد
بودنتان،در برقراری ارتباطی خوب با دیگران،همیشه دور و برتان پر از دوستان
مختلف خواهد بود.با وجودی که روحیه ی بسیار شادی دارید،هرگز احساس رضایت
نخواهید کرد؛مگر اینکه شادی هایتان را با دیگران تقسیم کنید.تنها ایرادی
که ممکن است داشته باشید قدرت تخیّل و تجسّم بیش از اندازه تان است که
گاهی شما را در خود غرق می کند.اگر نتوانید انرژی و توانتان را در مسیر
درستی هدایت کنید، در آخر خواهید دید بیشتر کارهایی که با هدفی مشخّص شروع
کرده اید،ناتمام مانده اند.&lt;br /&gt; طلایی&lt;br /&gt;در هر چیزی،فقط حدّ بالای آن می
تواند رضایت خاطر شما را برآورده کند.از طرف دیگر،رفتار و کلامتان چنان
جذّابیتی دارد که به ندرت ممکن است کسی با شما آشنا شود ولی شیفته تان
نشود!دانش و آگاهی شما نسبت به زندگی غیر قابل توصیف است.به هر چیزی با
خوش بینی زیاد نگاه می کنید.می توانید معلّم خوبی باشید و تمام تجربیاتتان
را به دیگران نیز انتقال دهید. شرایط منفی را می توانید به بهترین
موفّقیّت ها تبدیل کنید.&lt;br /&gt; نیلی&lt;br /&gt;زندگی شما بیشتر به زندگی عارفان
شباهت دارد.با عشق و علاقه ای که به پاکی و زیبایی های دنیا دارید،می
توانید توان و شادی فوق العادّه ای به افراد افسرده ببخشید.علاوه بر روحیه
و شخصیت نوع دوست و انسان پروری که دارید،از یک حسّ ششم بسیار قوی
برخوردارید که از این طریق نیز می توانید به راحتی از مشکلات مردم با خبر
شوید.&lt;br /&gt; سبز&lt;br /&gt;برای شما خیلی مهم است که برنامه ی روزانه داشته
باشید.نظم و انضباط برای شما اهمّیّت ویژه ای دارد.به ندرت ممکن است
زندگیتان آشفته و بی هدف باشد.دیگران اغلب برای گرفتن راهنمایی های جدّی
نزد شما می آیند.برای حلّ مشکلات دیگران به شدّت حرص می خورید.تکامل
شخصیتی برایتان بسیار حائز اهمّیّت است و برای وسعت بخشیدن به دانش خود
هرگز از آموختن دست بر نمی دارید.ترجیح می دهید به جای از شاخه ای به شاخه
ی دیگر پریدن،روی هدف ثابتی به فعّالیّت بپردازید.&lt;br /&gt; بنفش&lt;br /&gt;عاشق کند و
کاو و جستجو در عمق هر پدیده هستید و شاید هم به همین دلیل،عشق به علوم
ماوراءالطّبیعه در شما به حدّ کافی رشد کرده است.این باعث شده به رشته
هایی چون فلسفه روی آورید.هیچ اتبفاقی را به راحتی قبول نمی کنید مگر آنکه
خودتان شخصا آن را تجربه کرده باشید.برای حلّ مشکلات نیز راه حل را در
درون خود می جویید.عاشق تنهایی هستید و هماهنگ شدن با دیگران کمی برایتان
مشکل است.&lt;br /&gt; آبی&lt;br /&gt;به احتمال قوی،دیگران شما را شخصی بدون تعارف و غیر
تشریفاتی می دانند و شاید هم به همین دلیل برایشان جالب توجّه هستید.آزادی
برایتان ارزش زیادی دارد و هرگز نمی توانید در محیطی کار کنید که به شما
تحکم می شود و یا زیر نظر قرار دارید.اگر این همه دنبال تنوبع هستید،به
این دلیل است که اعتقاد زیادی به حقیقت دارید و برای همین زندگی با تمام
مشکلات و سختی هایش برای شما ارزشی فوق العادّه دارد.&lt;br /&gt;نارنجی&lt;br /&gt;شوخ
طبعی و بذله گویی بخصوصی را که به ارث برده اید،باعث شده محبوب دیگران
باشید.دیگران از بودن با شما لذّت برده و انرزی مثبت می گیرند.سعی می کنید
همیشه لیوان را از نیمه ی پر آن ببینید و با بذله گویی خاصّ خود،محیط را
برای انجام کاری مثبت فراهم سازید. آماده ی کمک به دیگران هستید.رنگین
کمان زندگیتان را دوست دارید و تلاش دارید تا زندگی را برای دیگران نیز
زیباتر نمایید&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
					<pubDate>Mon, 2 Nov 2009 10:40:29 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.30b.ir/Comments.bs?PostID=334</comments>
          <author>مدیر وبلاگ</author>
          <guid>http://www.30b.ir/1388/08/11/post-334/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title>پیتزا با ژامبون مرغ / گوشت</title>
					<link>http://www.30b.ir/1388/08/07/post-329/</link>
					<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;مواد لازم :&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot; /&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot;&gt;خمیر پیتزا به مقدار لازم &lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot;&gt;ژامبون مرغ یا گوشت 250 گرم &lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot;&gt;پیاز سرخ شده&amp;nbsp; 1 قاشق سوپخوری &lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot;&gt;سس پیتزا 3-2 قاشق سوپخوری &lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot;&gt;فلفل دلمه ای خلال شده 1 عدد متوسط &lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot;&gt;گوجه فرنگی 2 عدد متوسط &lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot;&gt;پنیر پیتزا 250 گرم &lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot;&gt;روغن زیتون یا مایع 2 قاشق سوپخوری &lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot;&gt;آویشن 1 قاشق سوپخوری&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://mnfallah.persiangig.com/tasavir/pizza_xambon.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;طرز تهیه : &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 51);&quot;&gt;&lt;br /&gt;ابتدا ژامبون را چرخ کرده و کمی سرخ می کنیم. کف ظرف مورد نظر را کمی چرب کرده و خمیر پیتزا را در آن پهن می کنیم . سس پیتزا را روی خمیر ما لیده و کمی روغن مایع یا زیتون&amp;nbsp; روی آن می ریزیم . فلفل دلمه ای ، گوجه فرنگی&amp;nbsp; و قارچ&amp;nbsp; خرد شده را به همراه&amp;nbsp; پیاز&amp;nbsp; سرخ شده ، روی خمیر پیتزا قرار می دهیم . سپس آویشن را بر روی این مواد می ریزیم . در انتها پنیر پیتزا را رنده کرده و روی مواد را کاملاً با پنیر می پوشانیم.( البته بهتر است پنیر پیتزا را در اواخر پخت، روی آن بریزید تا پنیر حالت کششی بیشتری داشته باشد) سینی را در وسط فری که قبلاً داغ شده است، قرار می دهیم. درجه حرارت فر باید 350 درجه فارنهایت باشد. پس از پخت و طلایی شدن سطح پیتزا ، آن را از فر خارج کرده و کمی سس پیتزا روی آن می ریزیم. &lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
					<pubDate>Thu, 29 Oct 2009 12:36:20 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.30b.ir/Comments.bs?PostID=329</comments>
          <author>مدیر وبلاگ</author>
          <guid>http://www.30b.ir/1388/08/07/post-329/</guid>
				</item>
			
    
	</channel>
</rss>

